خرید بک لینک

حدود یکسالی آزاد بودم واسه مطالعه کیفی کیهان شناسی و ذرات و ریسمان و اینجور چیز ها . خب الحمدالله تا یه جاهایی رسوندم و و از لحاظ کمی یکمی از هندسه نااقلیدسی و تانسورهای متریکم پیش رفتم دیگه خوردم به دانشگاه . تازه فهمیدم هنوز ۱۰ درصد راهو رفتم جلو. ۹۰ درصد کار ، فیزیک پیچیده و ریاضیات پیچیده تر داخل این نظریه ها و حرفهای قلمبه سلمبه است . خب واقعا سختیه زیبایی بوده تا به اینجاش .

یه سری اتفاقاتی هست نمیشه بگی اتفاق افتاده کاملا یا هیچی اتفاقی نیوفتاده کاملا . شما یه جانداری رو بذار داخل یک اتاقی که یه شمارنده داشته باشه و چند تایی هسته رادیواکتیو که احتمال نصف داره که بعد از یک ساعت یکی از این هسته ها متلاشی ( یا به اصطلاح فیزیکدون ها واپاشی ) بشه و هم چنین به محض شروع اون شمارنده یه چکشی شیشه حاوی گاز سیانور رو بشکنه . خب این رسته از اتفاقات آخر بار یه جانداری ک نصف مرده و نصف زنده است را به ما تحویل میده . اگه این جاندار مورد نظر گربه باشه بهش میگن گربه ی شرودینگر . این آزمایش گربه شرودینگر که فقط یک آزمایش تئوری است و لق لقه ی هر زبانی شده مفهوم کوانتوم را یجوری به عامه ی مردم میرسونه . چنتایی پست راجع به کوانتوم گذاشتم ساده ترینش علمی ترینش هست . به قول آقای فاینمن اگه نتونی یه موضوعی رو به سادگی بیان کنی یعنی خودت هم نفهمیدی و شاید هنوز هیچکس کوانتوم رو نتونسته باشه به سادگی بیانش کنه .

بنظرم از کیفیات فیزیکی زیباتر ، کمیات اون هست . اونجایی که برای برخورد فقط یک الکترون پوزیترون باید سروقت کشفیات آقای فاینمن و نمودارهاش بری ، واسه محاسباتش باید قوانین آقای فاینمن رو بدونی ، برای قسمت به قسمتش باید خودتو واسه نظریه میدانها آماده کنی اونجایی که فقط یه واگرایی اضافه بشه بهت بگن دیگه کار تو نیس باید بسپری به کامپیوتر . اونجاهایی استادت بگه از این قسمت به بعد مشخص نیس چی میشه هنوز دارن روش کار میکنن ، اونجاهایی که همه این نمودارها و قوانین فاینمن دیگه به کارت نمیاد (QCD) و بهت میگن هزاران فیزیکدان چندین نظریه دادن ولی هنوز راجع به محصور شدگی کوارکها و نمودارهای فاینمن در انرژی های پایین رو نتونستن تحلیل و بکارگیری کنن ، لذت میاد تو چشات که پا تو راهی گذاشتی که هر لحظه ممکنه به دنیای جدید باز بشه . من با این سواد ناقصم یه چیزی را فهمیدم که توی فیزیک هرقدمی بخوایی برداری علاوه بر اینکه باید به خودت نگاه کنی باید به دور و اطرافت هم نگاه کنی. حالا چرا ؟ چون اینجا دیگه حرف از یک نفر نیس. حرف از همگان در حالتهای مختلف نظارت هست . اگر من چیزی رو از برداشت خودم بدست آوردم زمانی حق دارم از اون برداشت همه جا استفاده کنم که تووبغل دستیه تو و همه همان برداشت را داشته باشن .این یعنی نسبیت و به این برداشت غیرقابل تغییر من و همه شماها توی فیزیک میگن "ناوردا " . اگر غیر از این باشه باید برداشت من و برداشت شما که به پادوردا و هم وردا معروفن توی هم ضرب بشن تا باز یه فرم غیرقابل تغییر بدن بنام ناوردا . این یکی از درسهای فیزیک هست که "من' رو از شما میگیره . هیچ "من" وجود نداره همه با هم "ما" ی کوچکیم درمقابل عظمت اون بالایی

. فیزیک رو نباید خوند باید زندگی کرد..

برچسب: نویسنده: سارا شاکری تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 3:59

صفحه بندی